بنام خدا
بي گمان, رسيدن از صورت به محتواي هر اثر, يكي از بارزترين خصوصيات آدمي است و براي آن آموختن و تلاش تاريخي آدميان ستودني مي باشد, مجموعه انگاره مياني را در اين مدت (قريب به 8 سال) در جهت اين موضوع جمع آوري و تاليف نموده ام, قطعاً در اين راه مشكلات فراوان داشتم كه دلگرمي هاي دوستان و اساتيدم و از همه مهمتر ياري هاي پنهان خالق تمام زيبايي ها پشتوانه خوبي براي ادامه مسير بوده است. در مجموعه حاضر سعي بر آن بود تا در جهت كيفيت موضوع تلاش داشته باشم موضوع كيفيت باعث شد تا كميت مطالب به گونه اي كنار هم قرار گيرند, تا فرضيه انگاره مياني بصورت موجز قوام يابد, زحمات پدر و مادرم , اساتيدم , آقايان دكتر سيمون آيوازيان, مهندس حسين سلطانزاده و ياري ها و همفكري هاي بي دريغ دكترسياوش تيموري را قـــدر مي نهم, در فرايند مذكور از افكار و انديشه هاي بعضاً متفاوت و گاه متناقض بسياري استفاده كردم و تمام تلاشــم بر اين بود كه منابع را پي گيري كرده تا به سرمنشاهاي آنها نزديك شوم, براي درك بيشتر مفاهيم و موضوعات متفاوت رجوع به اساتيد به صورت مستقيم و غير مستقيم در اين پژوهش ركن اصلي كارم بوده است. از اينرو لازم است , در نهايت بر بضاعت ايراني خود بباليم, چرا كه رهنمودهاي اساتيدي چون بهرام شيردل داريوش مهرجويي, حسين عليزاده, دكتر غلامحسين حليمي, دكتر هوشنـگ
سيحون, بابك احمدي و بسياري ديگر بصورت مسـتقيم و يا غيرمستقيم خود و آثارشان در شكل گيري اين اثر تاثيرات فراوان داشته است, بر خود لازم مي دانم مراتب ارادت و هنرجويي خود را نثار ايشان كنم. از كتابهاي فراواني كه به زيور طبع آراسته شده بودند, استفاده هاي فراوان برده ام از اينرو از تمام آنانكه قلمشان بارقه هاي تفكر اين مجموعه را رقم زد, سپاس فراوان دارم و از همه مهمتر مترجمان گرامي كه راه را سهل الوصول تر نموده اند. همچنين از همياري خانم مهتا. ظهيــري كـه در ترجمــــه مطــالب كمك شاياني به من داشتند, سپاسگزارم. سعي كرده ام مجموعه حاضر قابل استفاده هنرمندان كليه رشته هاي هنري و هنـردوستـان و بخصــوص معماران و دانشجويان باشد, اميدوارم كه مقبول نظر افتد. در مدتي كه اين مجموعه تهيه شد دو تن از دوستان مترجمم به ترجمه انگليسي و فرانسه اين مجموعه پرداخته اند كه قابل سپاس است.
در اين مجموعه خانم عاطفه واثقي شجاع, زحمات فراواني در تايپ و ويراستاري و صفحه آرايي داشتند كه از ايشان تقدير مي نمايم.
*
بحث انگاره مياني را كه اينك پيش روي داريد, بحثي است كه شايد بتوان زيبايي شناسي كلاسيك را جزئي از آن دانست. چرا كه انگاره مياني قابل تعميم بر كليه علوم انساني همچون روانشناسي, جامعه شناسي, فلسفه و... مي باشد. اين سياليت در انگاره مياني, به نوعي عدم تطابق خطي اين تئوري را با تطابق خطي زيبايي شناسي كلاسيك باعث مي شود. بحث انگاره مياني بحث سياليت زيبايي شناسي در قياس با محيط پيرامون خود است. محيطي كه زندگي آدميان را در خـود جـاي داده و
خلاقيــت آنـها زائيــده آن است, محيط پيراموني خط مشي را مشخص نمود و آنگاه هنر بر آن استوار گرديد. هنري كه توجه خلقت بشر بر آن پايه گذاشته شد و خلقتي كه زاينده و فزاينده گرديد, تا آدمي غافل از خلقت و خالق, با آن رجوعي دوبـاره به ذات هستـي بيايـد,
قطعاً مباحث اين كتاب قابل نقد و تاويل است كه همگان را به آن دعوت مي نمايم و به اين موضوع مباهات و افتخار مي كنم و سپاسگزار همه ناقدان منصف خواهم بود.